این ادرس وبلاگ فروشگاه بازی فکری اندیشه است. دیدنش خالی از لطف نیست پس به ما سر بزنید.

فروشگاه بازی فکری اندیشه

از اینجا هم میتونید مارو ببینید:

فروشگاه بازی فکری اندیشه



تاريخ : شنبه یازدهم مرداد 1393 | 21:7 | نویسنده : مامان مینو |
راه های پیشگیری از سوئ استفاده از کودکان. نوشته پرستو امیری.

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 | 2:57 | نویسنده : مامان مینو |

گوشیه فرضی جلوی گوشش است. صدایش می اید که :" سلام... خوبی؟ چه خبرا؟ جدی؟ خراب شده؟ نگران نباش... دکمه ی r رو بزن درست میشه... اره همونی که بغل تی ه!!!!" دخترک این روزها پیوسته در حال گفت و شنود فرضی با دوستان فرضیه!!! و البته در دنیای واقعی هم به دنبال همبازی میگرده و تا لحظه ای بیکار بشه فریادش بلنده که :" مامان هیشکی نیست با من بازی کنه اخه من حوصلم سر رفته..."

***

چندروز پیش در راستای احترام به رای حداکثری!!! پرسیدم ناهار چی میخورید؟ دخترک به جای پدر که تقریبا همیشه ممتنعه جواب داد :" مرغ سوخاری... ولی من فقط سوخارشو !!! میخورم مرغش مال شما باشه" که منظور از سوخار همانا قسمت سوخاری شده ی روی مرغ میباشد :))

***

اقای پدر سر به سرش میگذاشت و درحین کتابخوانی قبل خواب تا مینو دراز میکشید پیش من تا کتابشو بخونم برق اتاق را خاموش روشن میکرد و در میرفت... یکی دوبار مینو دنبالش رفت ولی نتونست موقع خاموش کردن برق موفق به دیدن پدر بشه. بعد رفت جلوی در ایستاد جایی که پدر رو وقت خاموش کردن برق میدید و به من گفت :" مامان جون بخون دیگه" وقتی من شروع به خواندن کردم پدر گرامی به خیال اینکه مینو هم خوابیده پیش من اومد که باز برقو خاموش کنه و اینگونه دخترک مچ پدر را گرفت!!!

***

جدیدا خیلی به ترکیب کلمات توجه نشون میده... مثلا  چندوقت پیش میگفت:" مامان جون دایی ناسور همون دایی ناصره؟پس عمو ناسور کیه؟" یا " چرا میگیم زنجبیل نمیگیم مرد جبیل؟؟؟!!!"  امروز هم میگه:" مامان جون تقریبا یعنی تقی که ریبنده؟؟؟!!!"

***

این چندروز اول مینو و بعد هم خودم حسابی سرماخوردیم... امروز به اندازه تموم روزهای سال لیوان شستم!!!! بس که تموم لیوان ها از توی کابینت ها در اومده بودن برای اب خوردن و ردیف شده بودن روی کابینت ها. شرمنده که نشد کامنتهاتون رو تایید کنم. راستی مریم جان مامان اریا فروشگاه نت ندارم جدای از اینکه اگه داشتم هم اونجا وقت نمیشد که سر بزنم بس که سرم شلوغه خرید و رتق و فتق امور قبل از مهرماهه. ولی اگه سوالی داشتی من درخدمتتم عزیز دلم.


برچسب‌ها: روزانه نوشت , ماجراهای من و مینویم

تاريخ : یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 | 22:35 | نویسنده : مامان مینو |

برای منی که خاطره ی چندانی از سفر های کودکی ندارم خیلی لذت بخشه که برای دخترک سفر های پرخاطره ای بسازم... 


این شد که امسال هم هفته ی اخر ماه رمضان از خدا مرخصی گرفتیم اونم از نوع استعلاجی و زدیم به جاده... اینبار هدف اردبیل زیبا و خنک بود که هرچند از خنکایش چیز زیادی نصیبمان نشد ولی از زیباییش هرچه بگم کم گفتم...البته سفر برای من همیشه لذت بردن از مسیر بوده و برای رسیدن به مقصد عجله ای ندارم و به همین دلیل از کل سفر هفت روزه ی مان فقط یک شب قرعه به نام اردبیل افتاد و بقیه روزها و شب ها در شهرهای کوچک و زیبای مسیر اقامت داشتیم. از ابشار ویسادار بگیر تا ساحل گیسوم و دریاچه بی نظیر نئور... و خلخال زیباااااااااااااا... که بی گمان تکه ای از بهشت خداست... و دخترک تا میتوانست دریابازی کرد و بینهایت لذت برد...چنان لذتی که شب ها هم خواب دریا میبیند...

 

پی نوشت : بزودی عکس دار میشود...انشالله
پی نوشت 2: با تاخیر طاعات وعبادات قبول درگاه حق و عیدتان مبارک دوستان



تاريخ : پنجشنبه نهم مرداد 1393 | 15:39 | نویسنده : مامان مینو |

 براستی حقوق بشر چیست؟ ایا ما بشریم؟ چه کسی مارا بشر نام نهاد و برایمان حقوق در نظر گرفت؟ ایا وقتی حقوق ما با حقوق مردمی از نژاد دیگر برابر نیست معنیش این است که ما همان بشری نیستیم که ان ها هستند؟!!! یعنی مثلا چندنوع بشر وجود دارد که چندجور حقوق برایشان در نظر گرفته میشود؟ مثلا ایا مردم غزه همانقدر بشر هستند که مردم اسرائیل؟؟!!  این میزان بشر بودن یا نبودن را چه کسی تعیین کرده و به همان نسبت برایش حق و حقوق در نظر گرفته؟ خیلی وقت است که به این نتیجه رسیده ام که بشر بودن یا نبودن چیزی است که اول انتخاب شده و در پی ان حقوق بشر را در نظر گرفته اند...

 دوستی میگفت:بیایید از حقوق بشر دفاع کنیم اما نوع بشرش را خودمان انتخاب نکنیم!!!

 به نظرم توی این دوره و زمونه بیشتر حامیان حقوق بشر انتخابگر هستند و اول به تشخیص خودشون برچسب بشر بودن را به کسی ، قومی، گروهی یا نژادی اعطا میکنند و بعد برای راحتی صاحبان اون برچسب، حقوقی را در نظر میگیرند وگرنه مگه میشه کسی این جنایات را در اقصا نقاط دنیا روی مردم ضعیف ببینه و از حقوق اونها دفاع نکنه جز اینکه اونها در معیار های انتخابگران برای داشتن اون برچسب بشر بودن نگنجیده باشند؟؟؟!!!

دلم برای مردم تنهای غزه میسوزه مردمی که به دلیل استقامتشون و دفاع از اب و خاکشون صاحب برچسب بشر بودن نشدند و حالا حقوق بشری برایشان در کار نیست...

***

دخترم داشتن برچسب بشریت ربط مستقیم به کرنش در برار انتخابگران غیر منصف و ناعادل دنیا داره تو حتی به قیمت نداشتن حقوق بشر در برار هیچ قدرتی کرنش نکن...


برچسب‌ها: روزانه نوشت , از بیست و نه سالگی من

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 | 15:58 | نویسنده : مامان مینو |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
برچسب‌ها وب
امکانات وب
Lilypie Fourth Birthday tickers